سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

431

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

وابن روزبهان هم اين را ذكر كرده ، واز عبارتش اجماع مورّخين بر آن ظاهر مىشود كه آن را به طبري وبخارى وابن الجوزي وابن خلّكان وابن كثير وساير محدّثين نسبت داده ، وإسحاق هروى هم آن را ذكر نموده ، كما رأيت . واين هر سه حكم عمر ، سه دليل قوى است بر آنكه : اين شاهدان ، شاهدان زور وكذب نبودند ، ورنة عمر به سبب ‹ 624 › شهادت ايشان ، حكم به ذهاب اجزاى مغيره نمىكرد كه آن دليل صريح بر اعتماد واعتبار شهادت ايشان است . به غايت عجب است كه عمر را با آن همه قرب وحضور اطلاع بر كذب وزور شهود مذكور حاصل نشد كه ايشان را معتمد ومعتبر دانست ، ومخاطب را بعدِ مرور سنين وشهور وانقضاى اعصار ودهور به طور كشف وشهود اطلاع بر كذب وزور شهود به هم رسيد ! ( إِنَّ هذَا لَشَيْءٌ عُجَابٌ ) ( 1 ) ، يتحيّر فيه الألباب ! چهارم : آنكه ارشاد كردن جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) به عمر كه : اگر خواهى زد ابوبكره را پس رجم خواهم كرد صاحب تو را - يعنى مغيره را - دليل واضح است وبرهان قاطع بر آنكه زناى مغيره نزد جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) ثابت بوده ; زيرا كه بر تقدير زدن عمر ابوبكره را ، بار

--> 1 . سوره ص ( 38 ) : 5 .